شکی نیست که کمپانی Telltale Games حق عظیمی بر گردن ژانر بازی‌های ماجرایی دارد. زمانی که بازی‌ها به سمت گیم‌پلی محور شدن پیش می‌رفتند و داستان‌گویی رفته رفته درون اين‌ها کم‌رنگ می‌شد، این تل‌تیل و امثال اين بودند که شجاعانه جلوی موج بی‌رحم بازی‌های بزرگ و پر طرفدار گیم‌پلی محور ایستادند و تا آنجا که توانستند خلاف جهت رود حرکت کردند. تل‌تیل هیچ‌گاه از آرمان‌هایش عقب ننشست و به نادیده گرفتن یا حتی کم‌رنگ کردن داستان تن نداد. اين‌ها آنچه را که بدان باور داشتند انجام دادند و توانستند درون میان هیاهوی بازی‌هایی مثل Call of Duty و Battlefield، سری میان سرها پیدا کنند. تل‌تیل کار خود را با ساختن بازی‌های ماجرایی عالی شروع کرد. اين‌ها داستان‌پردازی را درون اولویت قرار دادند و با همین فرمول بازی‌هایی آنچنان گران‌قدر خلق کردند که طعمشان هنوز هم زیر زبان گیمرهاست. ماجراهای سام و مکس، والاس و گرومیت و بنابراين از اين Back to the Future بازی‌هایی نبودند که گیمرها بتواند به سادگی فراموششان کند. تل‌تیل همچنان به راهش ادامه داد و پیشرفت روز افزونش نشانی از موفقیت فرمول خاص اين‌ها بود. بازی‌های تل‌تیل بزرگ و بزرگ‌تر می‌شدند و روز به روز بر تعداد طرفدارانشان افزوده می‌شد. اين‌ها سرانجام با The Walking Dead به اوج قله‌ی افتخارات خود رسیدند و نه تنها توانستند با نام‌های بزرگی چون Dishonored، Journey و Mass Effect مقایسه شوند، بلکه اين‌ها را نیز شکست دادند و جایزه‌ی بهترین بازی سال را تصاحب کردند. بازی‌ای که محال هست برای چند دقیقه تجربه‌اش کنید و عاشقش نشوید.

Telltale History

تل‌تیل به زعم بسیاری، ناجی سبک ادونچر هست

درباره‌ی عملکرد تل‌تیل بنابراين از بازی The Walking Dead نظرات مختلفی وجود دارد. زیرا درست از این نقطه بود که این کمپانی تصمیم گرفت مسیر ساخت بازی‌هایش را عوض کند و سبکی جديد بیافریند. سبکی که می‌توان با قاطعیت اعلام کرد مالک و خالقش فقط خود تل‌تیل هست و بس. عده‌ای این تغییر مسیر را ناخوش‌آیند و اشتباه می‌دانند؛ حال اين‌که برخی نیز بدان معتقد هستند. به هر صورت نمی‌توان نقش درخشان تل‌تیل درون پیشرفت بازی‌های ماجرایی را منکر شد. نقشی که اگرچه به پررنگی افسانه‌هایی چون لوکاس‌آرتز و امثال اين نیست اما همچنان مهم هست و تاثیرگذار. درون این مقاله نگاهی به تاریخچه‌ی پر بار تل‌تیل می‌اندازیم؛ استودیویی که به زعم بسیاری، ناجی سبک ادونچر هست.

Telltale

دن کانرز و کوین برنر، موسسان اصلی تل‌تیل

تاسیس

تل‌تیل گیمز نخست درون سال ۲۰۰۴ و توسط «دن کانرز»، «کوین برنر»، «تروی مولندر» و تعدادی از اعضای سابق استودیو لوکاس‌آرتز تاسیس شد. این تیم که از کارفرمای قبلی خود جدا شده بودند پیش از این روی بازی Sam & Max: Freelance Police کار می‌کردند. این بازی که دنباله‌ای بر Sam & Max Hit the Road، ساخته‌ی سال ۱۹۹۳ بود، با لغو شدنش اعضای تل‌تیل را بر اين داشت که از لوکاس‌آرتز خارج شوند و استودیوی بازی‌سازی اختصاصی خود را تاسیس کنند. چنانچه پیشتر نیز درون مصاحبه‌ها ذکر شده، لغو شدن دنباله‌ی Sam and Max از اصلی‌ترین دلایلی هست که امروزه کمپانی‌ای را با نام تل‌تیل می‌شناسیم.

این استودیو درون شهر سن رافائل، واقع درون ایالت کالیفرنیا ساخته شد. بنابراين از آغاز به کار رسمی درون سال ۲۰۰۴، اين‌ها به جای کار روی بازی‌ها به طراحی موتور گرافیکی اختصاصی خود پرداختند. ساخت موتور تل‌تیل حدود یک سال به طول انجامید و اين‌ها سرانجام درون سال ۲۰۰۵ موتور Telltale Tool را به بهره‌برداری رساندند. این موتور گرافیکی به اين‌ها کمک می‌کرد روند ساخت بازی‌های خود را با سرعت بیشتری پیش ببرند؛ اما پیش از هر چیز، این موتور باید امتحان خود را بنابراين می‌داد. به همین ترتیب، نخستین بازی تل‌تیل نه برای بازار، بلکه صرفا برای تست کردن موتور جدید ساخته شد.

نخستین بازی واقعی

بازی Telltale Texas Hold’em که یک شبیه‌ساز پوکر بود شاید برای کمپانی‌ای که به ساخت بازی‌های ادونچر با کیفیت مشهور هست، شروع خنده‌داری به نظر برسد. اما این بازی (هرچند توانست نمرات خوبی را نیز کسب کند) برای تل‌تیل پروژه‌ی چندان جدی‌ای نبود و درون واقع صرفا زمینه سازی بود تا نخستین بازی ادونچر اين‌ها تا جای ممکن از ایرادات و مشکلات فنی خالی شود. اولین بازی ادونچر تل‌تیل Bone: Out from Boneville نام داشت که بر پايه سری کمیک‌بوکی با نام Bone ساخته شد. این بازی سومین جلد از سری کمیک‌های Bone را به عنوان منبع گزينش و داستان خود را بر پايه اين نقل کرد. نخستین بازی ادونچر تل‌تیل درون سپتامبر سال ۲۰۰۵ منتشر شد و توانست نقدهای بسیار مثبتی دریافت کند. بازی از سمت گیمرها نیز پذیرفته شد اما به خاطر پازل‌های ساده و زمان زمان کوتاهش نیز اندکی مورد انتقاد قرار گرفت.

Telltale History

سیاست معروف تل‌تیل

اين‌ها هیچ‌وقت بازی‌هایشان را درون دنیایی مستقل و خودساخته نمی‌سازند. بلکه همواره با دریافت لایسنس مجموعه‌های مختلف، بازی خود را درون دنیای اين طراحی می‌کنند

تل‌تیل گیمز سیاست معروفی برای ساخت و عرضه‌ی بازی‌هایش دارد. اين‌ها هیچ‌وقت بازی‌هایشان را درون دنیایی مستقل و خودساخته نمی‌سازند. بلکه همواره با دریافت لایسنس مجموعه‌های مختلف، بازی خود را درون دنیای اين طراحی می‌کنند. این مسئله صرفا به زمان حال مربوط نیست و با نگاه به تاریخچه‌ی تل‌تیل درون می‌یابیم که اين‌ها از زمان ساخت نخستین بازی‌شان هم این روش را اجرا می‌کردند. به کارگیری این سیاست از دو جهت به نفع تل‌تیل هست. نخست اين که نویسندگان و طراحان بازی نیازی به طراحی پایه‌های دنیای اصلی ندارند. دنیای اثر اين‌ها قبلا درون کمیک‌بوک‌ها، فیلم‌ها، سریال‌ها یا حتی دیگر بازی‌ها به طور کامل ساخته و پرداخته شده و نویسندگان فقط باید با درون نظر گرفتن قوانین و ویژگی‌های حاکم بر دنیای مذکور، زحمت نوشتن داستانی جذاب را به خود بدهند. دومین فایده نیز درون بخش بازاریابی هست. زحمت بازاریابی چنین آثاری قبلا توسط خالقان محصول منبع کشیده شده و تل‌تیل درون این میان به سادگی بازی‌ها را به فروش می‌رساند. ولي بدون شک این سیستم دشواری‌هایی چون شراکت با مالکان اصلی و رعایت شرایط و قانونگذاری‌های مختلف دنیا‌های قرض گرفته شده را نیز برای اين‌ها ایجاد کرده. گیمرها درون مواجهه با این سیاست تل‌تیل مواضع مختلفی از خود نشان داده‌اند. بسیاری از اين متنفرند و تل‌تیل را فرصت طلب و کم‌کار می‌خوانند. برخی نیز مشکلی با این پدیده ندارند. به هر صورت این روشی هست که تل‌تیل دوازده سال هست که اين را پیش گرفته و چه خوب و چه بد، توانسته از این طریق خاطره‌های فراوانی خلق کند.

 تل‌تیل قرار بود بازی Bone: Out from Boneville را تا چند اپیزود دیگر ادامه دهد اما اعضای اين تصمیم گرفتند از سری Bone، نسخه‌ای جدید بسازند و درون عین حال نخستین هم‌کاری‌شان با یوبی‌سافت را نیز کلید بزنند. حاصل شراکت تل‌تیل و یوبی‌سافت، بازی دیگری درون سری CSI بود که درون سال ۲۰۰۶، با نام CSI: 3 Dimensions of Murder به بازارهای جهان رفت. CSI جدید نقدهای متوسطی دریافت کرد اما تل‌تیل توانست بار دیگر با Bone: The Great Cow Race  که درون آوریل همان سال عرضه شد این مسئله را جبران کند. این بازی هم درست مانند نسخه‌ی قبلی خود افتخارات فراوانی را برای تل‌تیل به ارمغان آورد.

امروزه تل‌تیل را به عنوان کمپانی‌ای می‌شناسیم که بازی‌هایش را به صورت اپیزودیک عرضه می‌کند. هر بازی تل‌تیل درست مانند اپیزود‌های یک سریال به تدریج منتشر می‌شود و این روند (جدای از بحث‌های اقتصادی) به این خاطر پیش گرفته می‌شود که به ادعای خود اعضای تل‌تیل، میان بازی و بخش‌های سینمایی پیوند بهتری برقرار سازد. اين‌ها حتی درون مصاحبه‌ای کمپانی تل‌تیل را «چیزی میان یک شبکه‌ی تلوزیونی تعاملی و یک استودیوی بازی‌سازی» خواندند. چیزی همانند HBO و Netflix که ولي یک پایش هم درون دنیای بازی‌های ویدئویی هست.

Telltale History

آغاز انتشار اپیزودیک

رقابت با لوکاس آرتز اين‌ها را بر اين داشت تا هر طور شده درون این زمینه کم نیاورند و بالاخره راهی را برای رسیدن به اهدافشان پیدا کنند. تل‌تیل سر انجام توانست با خالق سام و مکس یعنی استیو پرسل به توافق برسد

نخستین بازی تل‌تیل که به صورت اپیزودیک عرضه شد از قضا یکی از خاطره انگیز‌ترین آثار اين‌ها نیز بود. بنابراين از عرضه‌ی دومین نسخه از Bone، دیگر زمان اين بود تا تل‌تیل به سراغ بازی‌ای برود که اصلی‌ترین دلیل تشکیل شدنش بود. بازی‌ای که اعضای تل‌تیل برای ساخت اين از لوکاس آرتز جدا شده بودند. اين‌ها تلاش کردند تا حق ساخت بازی Sam & Max: Freelance Police را از لوکاس‌آرتز بخرند. اما تعجبی ندارد که علیرغم تمامي‌ی تقلاهایشان نتوانستند لوکاس‌آرتز را راضی کنند. رقابت با لوکاس آرتز اين‌ها را بر اين داشت تا هر طور شده درون این زمینه کم نیاورند و بالاخره راهی را برای رسیدن به اهدافشان پیدا کنند. تل‌تیل سر انجام توانست با خالق سام و مکس یعنی استیو پرسل به توافق برسد و از او اجازه‌ی ساخت سری بازی جدیدی درون دنیای سام و مکس را بگیرد. Sam & Max Save the World حاصل تلاش‌های اين‌ها بود. بازی‌ای که به صورت اپیزودیک عرضه شد و توانست یکی از تاریخ‌سازترین بازی‌های ژانر ماجرایی باشد. گیمرها گرافیک منحصر به فرد، گیم‌پلی دوست داشتنی و حس طنز مطلوب بازی را دوست داشتند و سام و مکس معروف توانستند یکی از موفق‌ترین بازی‌های تاریخ تل‌تیل را رقم بزنند. ولي بازی از نقص‌های اندکی چون پازل‌های بعضا آسان و طراحی تکراری برخی مراحل رنج می‌برد اما هیچ‌یک از این موارد سد راه سام و مکس نشد. موفقیت‌های حاصل شده تاییدی بر ادامه‌ی ساخت بازی‌های این سری بود و تل‌تیل دنباله‌های دیگری را نیز برای این بازی منتشر کرد.

Telltale History

درون سال ۲۰۰۷، تل‌تیل درون کنار پیگیری روند ساخت ادامه‌ی سری سام و مکس، مجددا به سراغ CSI رفت و CSI: Hard Evidence را روانه‌ی بازار کرد. این بازی نسبت به نسخه‌ی قبلی خود عملکرد بهتری داشت اما باز هم نتوانست آنطور که باید بدرخشد. درون عوض انتشار بازی Sam & Max Beyond Time and Space درون نوامبر همان سال توانست باز هم تل‌تیل را به اوج ببرد. عرضه‌ی اپیزودهای مختلف این بازی از نوامبر ۲۰۰۷ تا آوریل ۲۰۰۸ ادامه داشت و درون این بازه محبوبیت فراوانی را برای تل‌تیل به ارمغان آورد. موفقیت‌های این کمپانی درون سال ۲۰۰۸ همچنان ادامه داشت و اين‌ها توانستند با عرضه‌ی بازی Strong Bad’s Cool Game for Attractive People باز هم بدرخشند.

اثر فوق درون دنیای یک مجموعه‌ی کارتونی اینترنتی به نام Homestar Runner جریان داشت که انتشار اپیزودهای مختلفش از آگوست ۲۰۰۸ تا دسامبر همان سال ادامه داشت. این بازی نیز با استقبال مردم و منتقدین روبرو شد اما افرادی که مجموعه‌ی کارتونی اصلی را ندیده بودند و درون ارتباط برقرار کردن با دنیای بازی مشکل داشتند اندکی برآن خرده گرفتند.

Telltale History

اوج‌گیری سام و مکس و ظهور والاس و گرومیت

اين‌ها حتی ران گیلبرت افسانه‌ای را نیز درون تیم خود داشتند. کسی که شخصا درون سال ۱۹۹۰ کارگردانی مانکی آیلند اصلی را برعهده داشت

سال ۲۰۰۹ نیز برای این کمپانی سالی پربار بود. اين‌ها بالاخره توانسته بودند امتیاز ساخت بازی درون دنیای شخصیت‌های محبوب والاس و گرومیت را نیز به دست آورند. این بازی که Wallace & Gromit’s Grand Adventures نام داشت درون مارس ۲۰۰۹ عرضه شد و استقبال منتقدان و گیمرها را درون پی داشت. شاید مهم‌ترین نکته‌ی منفی بازی صداپیشه‌ی شخصیت والاس بود که با صدای اصلی او درون فیلم‌ها و انیمیشن‌ها تفاوت زیادی داشت.

بازی بعدی اين‌ها درون سال ۲۰۰۹ بار دیگر تمامي را به خاطرات دهه‌ی نود میلادی برد. بازی‌ای که قرار بود درون دنیای یکی از شاهکارهای تاریخ ژانر ادونچر یعنی The Secret of Monkey Island ساخته شود. اين‌ها حتی ران گیلبرت افسانه‌ای را نیز درون تیم خود داشتند. کسی که شخصا درون سال ۱۹۹۰ کارگردانی بازی اصلی را برعهده داشت. Tales of Monkey Island، نام این بازی جدید بود که درون جولای سال ۲۰۰۹ روانه‌ی بازار شد و تحسین تمامي‌گان را برانگیخت.

تل‌تیل سال ۲۰۰۹ را با عرضه‌ی یک بازی دیگر از سری CSI به پایان رساند. بازی‌ای به نام CSI: Deadly Intent که تنها نکته‌ی قابل ذکر درباره‌ی اين این هست که نسخه‌ی DS اين چهار مرحله‌ی ویژه داشت که درون نسخه‌های دیگر یافت نمی‌شد. نمرات بازی درون نسخه‌ی Wii تحسین برانگیز بود اما منتقدان همچنان درون دیگر پلتفرم‌ها این بازی را نپذیرفتند.

با آمدن سال ۲۰۱۰، سام و مکس بعدی نیز آماده شد تا تل‌تیل مجددا به اوج بازگردد. Sam & Max: The Devil’s Playhouse مانند همیشه افتخار آفرین بود و با عرضه‌اش درون آوریل ۲۰۱۰، بازی‌های سام و مکس را به سه‌گانه‌ای بسیار مهم و پر افتخار تبدیل کرد. سام و مکس اکنون یکی از استوارترین سری بازی‌هایی بود که درون یک جهان لایسنس شده ساخته می‌شد.

Telltale History

کسی نمی‌داند که چرا تل‌تیل درون سال ۲۰۱۰ باز هم یک بازی دیگر از سری CSI را منتشر کرد. Fatal Conspiracy فقط درون یک زمینه موفق بود. این بازی توانست بالاخره تل‌تیل را متقاعد کند که دست از سر این سری بردارد

بنابراين از این موفقیت‌های پی درون پی، تل‌تیل به عنوان یکی از بزرگ‌ترین ناشران دنیای بازی‌های ادونچر، به نشر بازی‌های دیگر استودیوها نیز پرداخت. اين‌ها درون سال ۲۰۱۰، وظیفه‌ی انتشار بازی سه اپیزودی Hector: Badge of Carnage را بر عهده گرفتند و از این کار نیز درآمد مطلوبی کسب کردند. Badge of Carnage به خاطر طنز یکتا و طراحی زیبایش به فراوانی مورد استقبال قرار گرفت. تل‌تیل درون سال ۲۰۱۰ برای ساخت بازی Nelson Tethers: Puzzle Agent به سراغ همکاری با انیماتوری با استعداد به نام گراهام آنابل رفت. او که خالق سری کمیک‌های Grickle نیز بود کمک کرد تا این بازی نیز به یک ادونچر به یاد ماندنی تبدیل شود. نکته‌ی جالب این بازی این هست که نویسندگان تل‌تیل برای اولین بار درون اين دست به طراحی شخصیت‌ها و دنیایی اختصاصی می‌زنند و اين‌ها را از مجموعه و یا محصول دیگری قرض نمی‌گیرند.

کسی نمی‌داند که چرا تل‌تیل درون سال ۲۰۱۰ باز هم یک بازی دیگر از سری CSI را منتشر کرد. CSI: Fatal Conspiracy نه تنها نسبت به پیشینیان مردود خود برتری نداشت بلکه حتی خرابکاری اين‌ها را نیز تشدید کرد. نیازی به گفتن نیست که دیگر نه گیمرها و نه منتقدان به این بازی روی خوش نشان ندادند. ولي Fatal Conspiracy درون یک زمینه موفق بود. این بازی توانست بالاخره تل‌تیل را متقاعد کند که دست از سر این سری بردارد. انتشار Poker Night at the Inventory برای ادونچر سازانی که حالا بسیار مجرب کارکشته شده بودند و برای خودشان میراثی داشتند حکم یک زنگ تفریح را داشت. بازی‌ای که به سبک نخستین اثر تل‌تیل یک شبیه‌ساز پوکر بود. ولي این بازی از نخستین پوکر تل‌تیل بسیار محبوب‌تر بود و دلیل اين نیز شخصیت‌هایی بودند که درون مقابل شما به بازی پوکر می‌پرداختند. شخصیت Heavy از تیم فورترس ۲، Strong Bad از بازی Homestar Runner، مکس از سری سام و مکس و تایکو از سری کمیک‌های Penny Arcade میهمانان بازی جدید بودند و کمک‌کردند تا بازی کوچک و جمع و جور تل‌تیل به محبوبیت فراوانی برسد.

Telltale History

تل‌تیل و هالیوود

Mother

تل‌تیل سال ۲۰۱۰ را با یک سورپرایز بزرگ دیگر به پایان برد. بازی بعدی اين‌ها درون دنیای فیلم‌های محبوب Back to The Future ساخته می‌شد و وقایع داستان اين شش ماه بنابراين از اتفاقات سه‌گانه‌ی اصلی بود. اين‌ها حتی کریستوفر لیوید را نیز درون تیم صداپیشه‌گان داشتند تا او نقش شخصیت خود را درون بازی ایفا کند. این بازی پنج اپیزودی نیز به سرعت محبوبیت و مقبولیت فراوانی یافت و تنها نکته‌ی منفی اين برخی مشکلات تکنیکی درون بازی بود. سال ۲۰۱۱ تل‌تیل دومین قسمت از Puzzle Agent و یک بازی ماجرایی بر پايه مجموعه‌ی تلوزیونی Law & Order را روانه‌ی بازار کرد اما مهم‌ترین بازی اين‌ها درون این سال، اثری درون دنیای معروف استیون اسپیلبرگ یعنی پارک ژوراسیک بود. وقایع داستان این بازی که با نام رسمی Jurassic Park روانه‌ی بازار شد، کمی بعد از دو فیلم اول این مجموعه دنبال می‌شد. درون واقع بازی قرار بود درون ماه آوریل عرضه شود اما با چند ماه تاخیر، درون نوامبر ۲۰۱۱ عرضه شد و هر چهار اپیزود اين نیز به صورت یکجا درون دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت. پاداش تاخیرهای پیاپی این بازی واکنش منفی منتقدان و بازیکنان بود که داستان سطحی و معمولی، کاراکترهای فراموش شدنی و گیم‌پلی ضعیف بازی را مورد انتقاد قرار دادند. وقتی که کاراکترها و داستان بدترین بخش‌های بازی ادونچر شما باشند، شکی نیست که راه را اشتباه رفته‌اید!

Telltale History

طلوع معجزه‌ای به نام The Walking Dead

Mother

بنابراين از عرضه‌ی نه چندان موفقیت آمیز بازی پارک ژوراسیک، تل‌تیل باز هم به سراغ Law & Order رفت اما دومین بازی ادونچر اين‌ها با محوریت این مجموعه نیز دردی از دردها دوا نکرد. اين‌ها با مشکلات زیادی روبرو شده بودند و باید از این وضعیت خارج می‌شدند. تل‌تیل درون سال ۲۰۱۱ از همکاری‌اش با کمپانی برادان وارنر و قراردادشان برای ساخت دو بازی درون دنیاهای سریال تلوزیونی The Walking Dead و سری کمیک Fables نيوز داد. این بازی‌ها که قرار بود به صورت اپیزودیک ساخته و عرضه شوند، برای انتشار درون سه ماه آخر سال ۲۰۱۱ آماده می‌شدند؛ اما درون نهایت هر یک از اين‌ها درون سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ وارد بازار شد. تل‌تیل درون ابتدا کار روی بازی The Walking Dead را آغاز کرد. اين‌ها درون آغاز ساخت بازی از رابرت کرکمن، نویسنده‌ی کمیک‌های مردگان متحرک و کمپانی ناشر اين‌ها یعنی Skybound Entertainment درخواست کمک کردند و اين‌ها نیز پذیرفتند تا درون ساخت بازی همکاری کنند. کرکمن که پیش از این بازی Strong Bad’s Cool Game for Attractive People از تل‌تیل را بازی کرده بود، می‌دانست اين‌ها درون بازی‌هایشان بیش از هر چیز به داستان اهمیت می‌دهند. او معتقد بود تل‌تیل درون درگیر کردن مخاطب خود با داستان بازی مهارت بسیاری دارد. دن کانرز، مدیرعامل کمپانی تل‌تیل معتقد هست همکاری کرکمن با اين‌ها سبب شد نویسندگان بتوانند به سادگی داستان بازی را شکل دهند و کاراکترها را به خوبی طراحی کنند. درون واقع یکی از درخواست‌هایی که کرکمن از تیم سازنده‌ی بازی کرد این بود که درون این بازی با کاراکترهای خلق شده درون کمیک‌بوک‌ها کاری نداشته باشند و شخصیت‌های جدیدی را خلق کنند. همین سبب شد تا شخصیت‌های این بازی از همیشه ماندگار تر طراحی شوند. روند طراحی بازی اصلا ساده نبود. به گفته‌ی خود رابرت کرکمن، زمانی که او از مراحل اولیه‌ی تولید بازی دیدن کرد اصلا اين را نپسندید. اما بنابراين از گذشت مدتی، هنگامی که نسخه‌ی تقریبا تکمیل شده‌ی بازی برای او نمایش داده شد واکنشش چنین بود: «خدای من بچه‌ها! شما موفق شدید!»

Telltale History

ایده‌ی دادن گزينش‌های مختلف به بازیکن از سری Mass Effect الهام گرفته شد

بر پايه گفته‌های کانرز، تل‌تیل برای طراحی صحنه‌های سینمایی پیشرفته‌ی بازی از آثاری چون Uncharted و Heavy Rain الگو گرفت اما ایده‌ی دادن گزينش‌های مختلف به بازیکن از سری Mass Effect الهام گرفته شد. اين‌ها حتی به جز سریال تلوزیونی The Walking Dead، از مجموعه‌هایی مانند Game of Thrones و Mad Men نیز برای طراحی شخصیت‌هایشان الگو گرفتند. اين‌ها سیستمی برای گزينش دیالوگ‌های مختلف طراحی کردند اما متوجه شدند که دسترس از دیالوگ‌های درختی ریتم باورپذیری بازی را خدشه دار می‌کند. به همین خاطر ویژگی گذشت زمان را نیز به بازی اضافه کردند تا دیالوگ‌ها طبیعی‌تر بیان شوند. روند کلی طراحی اپیزودهای بازی بدین شکل بود که درون هر بخش، یک نویسنده و یک طراح با یکدیگر روی بازی کار می‌کردند تا از همبستگی هرچه بیشتر داستان و گیم‌پلی بازی اطمینان حاصل شود.

کارگردان هنری بازی حتی برای طراحی شخصیت کلمنتاین از دختر کوچک خودش الهام گرفت

The Walking Dead همچنین قرار بود درون بخش هنری نیز از زیباترین بازی‌های تل‌تیل باشد. درون همین راستا درک ساکایی به عنوان کارگردان هنری بازی گزينش شد .او سبکی نو را برای گرافیک بازی برگزید و کاراکترهای ماندگار بازی را جان داد. او حتی برای طراحی شخصیت کلمنتاین از دختر کوچک خودش الهام گرفت.

The Walking Dead سرانجام به مراحل پایانی ساخت خود رسید و درون آوریل سال ۲۰۱۲ نخستین اپیزود اين وارد بازار شد. انتشار پنج اپیزود این بازی تا نوامبر همان سال به طول انجامید و تل‌تیلی‌ها درون این زمان بهترین روزهای تاریخ این کمپانی را می‌گذراندند. هر یک از اپیزودهای این بازی همانند گلوله‌ای آتشین بر بازار ویدئوگیم فرود می‌آمد و تن بازی‌های بزرگ و AAA بازار را می‌لرزاند. هر یک از این اپیزود‌ها، به طور میانگین امتیازی میان ۸۵ تا ۸۹ را کسب کرد و این موفقیتی بی‌نظیر بود.

Telltale History

حتی خود سازندگان بازی نیز نمی‌توانستند باور کنند که The Walking Dead توانسته نام‌های عظیمی چون دیس آنرد و مس افکت را کنار بزند و جایزه‌ی بهترین بازی سال را تصاحب کند

با انتشار آخرین اپیزود از این بازی، درون تمامی محافل از The Walking Dead به عنوان یکی از قدرتمندترین آثار ژانر ماجرایی نام برده می‌شد. با به پایان رسیدن سال ۲۰۱۲، بازی تل‌تیل به عنوان یکی از نامزدهای بهترین بازی سال گزينش شد و با دریافت این جایزه جهان ویدئوگیم را خیره کرد. حتی خود سازندگان بازی نیز نمی‌توانستند باور کنند که The Walking Dead توانسته نام‌های عظیمی چون Dishonored و مس افکت را کنار بزند و جایزه‌ی بهترین بازی سال را تصاحب کند. عرضه‌ی این بازی بلندترین قله‌ی افتخار تل‌تیل بود و بنابراين از اين نه تنها از The Walking Dead به عنوان یکی بهترین بازی‌های تاریخ سبک ماجرایی یاد شد، بلکه بسیاری حتی اين را جزو برترین بازی‌های تاریخ ویدئوگیم می‌دانند. شیوه‌ی خاص و یکتای قصه گویی The Walking Dead به همراه درگیرکننده‌گی بسیار زیادش به وسیله‌ی گزينش‌ها و قرار دادن بازیکن درون موقعیت‌های دشوار، توانست آنچنان بر گیمرهای اين زمان تاثیرگذار باشد که شاید کمتر اثری توانسته بود اینچنین احساساتشان را به بازی بگیرد. The Walking Dead موفقیتی نجومی بود و توانست یک تنه تل‌تیل را به دورانی جدید ببرد.

تل‌تیل و دوران نو

بنابراين از عرضه‌ی The Walking Dead و استقبال بی اندازه‌ی گیمرها از اين، این پول بود که به حساب‌های خاک گرفته‌ی مدیران تل‌تیل تزریق شد. اين‌ها توانستند برای بازی‌های بعدی خود نیز نرم افزار ریزی کنند و حتی تیم خود را تا اندازه‌ی زیادی گسترش دهند. تل‌تیل بنابراين از مردگان متحرک دورانی جدید را آغاز کرد. دورانی که بازی‌هایش درون اين تغییرات به خصوصی داشتند. اصلی‌ترین ویژگی‌های آثار جدید تل‌تیل را می‌توان درون اصل‌های زیر خلاصه کرد:

  • کمرنگ شدن معما‌ها و سایر المان‌های گیم‌پلی
  • شباهت بیشتر به سریال‌های تلوزیونی
  • تمرکز روی گزينش‌های مختلف و داستانگویی چند شاخه
  • سبک گرافیکی خاص و منحصر به فرد

Telltale History

اگرچه این بازی درون مجموع به اندازه‌ی مردگان متحرک موفق نبود اما توانست طرفداران بسیاری پیدا کند. طرفدارانی که حتی گاها اين را از The Walking Dead نیز ارزشمندتر می‌دانستند

The Wolf Among Us بازی بعدی تل‌تیل نام داشت. بازی‌ای که بر پايه سری کمیک‌های Fables ساخته شده بود و بنابراين از The Walking Dead توانست با داستان زیبا و خاصش بار دیگر نام تل‌تیل را سر زبان‌ها بیندازد. اگرچه این بازی به اندازه‌ی مردگان متحرک موفق نبود اما توانست طرفداران بسیار زیادی پیدا کند. طرفدارانی که حتی گاها اين را از The Walking Dead نیز ارزشمندتر می‌دانستند. بنابراين از The Wolf Among Us، تل‌تیل به سرعت دومین فصل از سری The Walking Dead را آماده و به بازار عرضه کرد. کلمنتاین درون این بازی نقش شخصیت اصلی را بر عهده می‌گرفت و بازیکنان درون نقش او شاهد وقایع بنابراين از فصل اول بودند. فصل دوم نیز توانست نمرات خوبی را کسب کند اما هرگز نتوانست همانند فصل اول این بازی یا حتی مانند The Wolf Among Us باشد. از این رو عده‌ی بسیاری درباره‌ی آینده‌ی بازی‌های تل‌تیل نگران شدند. این کمپانی با مردگان متحرک و The Wolf Among Us طرفداران بسیاری را به خود جذب کرد بود اما روند نزولی کیفیت بازی‌های اين نگران کننده بود.

سال ۲۰۱۴، تل‌تیل دو بازی Tales From Borderlands و Game of Thrones را معرفی و عرضه کرد. شاید سبک خاص بازی‌های تل‌تیل برای سریالی چون Game of Thrones مناسب بودند؛ اما از آنجا که مجموعه‌ای مانند Borderlands از هر لحاظ با بازی‌های تل‌تیلی بیگانه بود، عده‌ی زیادی تردید کردند که نکند تل‌تیل قرار هست زین بنابراين از هر مجموعه‌ای که دم دستش آمد بازی ماجرایی بسازد؟

Telltale History

این تردیدها و نگرانی‌ها زمانی تشدید یافت که دو بازی مذکور حتی از فصل دوم مردگان متحرک نیز ضعیف‌تر ظاهر شدند (اگرچه به طور کلی هنوز هم بازی‌های خوبی بودند). با معرفی Minecraft: Story Mode بود که دیگر تمامي‌ی گیمرها و طرفداران با یکدیگر هم‌عقیده شدند: تل‌تیل واقعا مشغول خرابکاری بود. سیاست قرض گرفتن دنیاهای لایسنس شده‌ی تل‌تیل قابل تحمل بود اما صرفا تا آنجا که دنیاهای مذکور ارتباط هرچند ناچیزی با ژانر ادونچر و ویژگی‌هایش داشتند. اما ساختن بازی ادونچر درون دنیای ماینکرفت به همگان ثابت کرد که تل‌تیل درون سراشیبی بدی افتاده. هر چند Minecraft: Story Mode بازی سرگرم کننده‌ای بود اما عرضه‌اش به بدنامی شدید تل‌تیل منجر شد.

سال ۲۰۱۶ درون حالی آغاز شد که تل‌تیل وضعیت خوبی نداشت ولی همچنان طرفداران زیادی بازی‌های اين را دوست داشتند. اما به جرئت می‌توان اعلام کرد هیچ بازی‌ای نتوانست به اندازه‌ی The Walking Dead: Michonne ارزش‌های اين‌ها را زیر سوال ببرد. عملکرد بسیار ضعیف تک تک اپیزود‌های سه‌گانه‌ی این بازی نمودار نزولی تل‌تیل را به پایین‌ترین حد رساند و وضعیت حتی از قبل نیز بدتر شد.

Telltale History

تل‌تیل و همکاری با دی سی و مارول

تل‌تیل بالاخره توانست امتیاز ساخت بازی درون دنیای کمیک‌های بتمن را کسب کند

خوشبختانه مذاکرات اين‌ها با کمپانی برادران وارنر به نتیجه رسید و تل‌تیل بالاخره توانست امتیاز ساخت بازی درون دنیای کمیک‌های بتمن را کسب کند. Batman: The Telltale Series توانست تا حدی ناکامی‌های بازی‌های قبلی را جبران کند. طرفداران بار دیگر توانستند طعم یک داستان درگیر کننده‌ی تل‌تیلی را بچشند اما باز هم تا رسیدن به The Walking Dead یا The Wolf Among Us فاصله‌ی زیادی وجود داشت. تل‌تیل درون ماه‌های اخیر سومین فصل از بازی The Walking Dead را منتشر کرد و با Guardians of the Galaxy: The Telltale Series، سری هم به دنیای کمیک‌های مارول زد. فصل دوم از سری Minecraft: Story Mode نیز درون روزهای اخیر کامل شد.

Telltale History

تل‌تیل و آینده

Mother

نارضایتی‌ها از تل‌تیل درون این دوره به اوج خود رسیده. حالا دیگر واقعا از اين کمپانی خوب و خاطره‌ساز چیزی باقی نمانده. بازی‌های تل‌تیل سبک و سیاق خاص خود را پیش گرفته‌اند و دیگر کمتر کسی توانایی ساخت ادونچرهای کلاسیک را دارد. مشخص نیست که تل‌تیل قصد دارد رویه‌ی خود را اصلاح کند یا این که قرار هست امسال را نیز با همین روند بگذراند. چیزی که از نرم افزار‌های آینده‌ی تل تیل می‌دانیم این هست که اين‌ها روی چهارمین و آخرین فصل از مجموعه‌ی The Walking Dead کار می‌کنند. همینطور احتمالا دومین فصل از بازی‌های Game of Thrones نیز درون حال آماده سازی هست. اما شکی نیست که مهم‌ترین و مورد انتظارترین پروژه‌ی تل‌تیل درون سال ۲۰۱۸، فصل دوم The Wolf Among Us هست که بالاخره بنابراين از زمان‌ها انتظار، نيوز ساخت اين به تایید رسیده.

حقایق جالب درباره‌ی تل‌تیل

  • ورود حیوانات به محوطه‌ی اداری تل‌تیل آزاد هست. ماهانه حدود پنجاه و سه سگ از این کمپانی بازدید می‌کنند!

Telltale History

  • تل‌تیل درون سال ۲۰۱۴، از سوی فست‌کمپانی به عنوان خلاق‌ترین سازنده درون صنعت ویدئوگیم گزينش شد.

Telltale History

  • درون تل‌تیل روزانه بیش از ۱۲ گالن قهوه صرف می‌شود!

Telltale History

  • هشتاد و هشت درصد از کارمندان تل‌تیل طرفدار کامیک بوک‌ها هستند.

Telltale History

  • بازی Puzzle Agent تنها ادونچری هست که دنیا و کاراکترهایش متعلق به خود کمپانی تل‌تیل هستند.

Telltale History

  • موتور گرافیکی بازی‌های تل‌تیل یعنی Telltale Tool تا سال ۲۰۱۶ از هیچ گونه موتور فیزیکی دسترس نمی‌کرد. این بدین معناست که حتی اگر شیء ساده‌ای از دست یکی از کاراکترها به زمین می‌افتاد، سازندگان ناچار بودند این اتفاق را با جزئیات دقیقش انیمیت کنند.

Telltale History

  • دیو فنوی و ملیسا هاچیستون، صداپیشه‌گان دو شخصیت اصلی بازی The Walking Dead، توانستند به بهترین شکل ممکن نقش‌های خود را ایفا کنند. به گفته‌ی سازندگان هر دوی اين‌ها هنگام اجرای دیالوگ‌های آخرین صحنه‌ی بازی به گریه افتادند.

Telltale History

  • تل‌تیل درون حال حاضر ۳۱۰ کارمند دارد.

Telltale History

  • این استودیو درون شهرستان مارین درون ایالت کالیفرنیا واقع شده. کارمندان اين بنابراين از مقدار کمی رانندگی از سن‌فرانسیسکو به این مکان رسیده و کار خود را آغاز می‌کنند. تپه‌ای که استودیو روی اين بنا شده چشم‌انداز بسیار زیبایی دارد و این سبب آرامش و تمرکز بیشتر کارمندان می‌شود.

Telltale History

آثار تل‌تیل درون نگاهی گذرا

نام بازی سال عرضه تعداد اپیزودها
Telltale Texas Hold’em ۲۰۰۵ ۱ اپیزود
Bone: Out from Boneville ۲۰۰۵ ۱ اپیزود
CSI: 3 Dimensions of Murder ۲۰۰۶ ۵ اپیزود
Bone: The Great Cow Race ۲۰۰۶ ۱ اپیزود
Sam & Max Save the World ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۷ ۶ اپیزود
CSI: Hard Evidence ۲۰۰۷ ۵ اپیزود
Sam & Max Beyond Time and Space ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ ۵ اپیزود
Strong Bad’s Cool Game for Attractive People ۲۰۰۸ ۵ اپیزود
Wallace & Gromit’s Grand Adventures ۲۰۰۹ ۴ اپیزود
Tales of Monkey Island ۲۰۰۹ ۵ اپیزود
CSI: Deadly Intent ۲۰۰۹ ۵ اپیزود
Sam & Max: The Devil’s Playhouse ۲۰۱۰ ۵ اپیزود
Nelson Tethers: Puzzle Agent ۲۰۱۰ ۱ اپیزود
CSI: Fatal Conspiracy ۲۰۱۰ ۵ اپیزود
Poker Night at the Inventory ۲۰۱۰ ۱ اپیزود
Back to the Future: The Game ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱ ۵ اپیزود
Puzzle Agent 2 ۲۰۱۱ ۱ اپیزود
Jurassic Park: The Game ۲۰۱۱ ۴ اپیزود
Law & Order: Legacies ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۲ ۷ اپیزود
The Walking Dead ۲۰۱۲ ۵+۱ اپیزود
Poker Night 2 ۲۰۱۳ ۱ اپیزود
The Wolf Among Us ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۴ ۵ اپیزود
The Walking Dead: Season Two ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۴ ۵ اپیزود
Tales from the Borderlands ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵ ۵ اپیزود
Game of Thrones ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵ ۶ اپیزود
Minecraft: Story Mode ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶ ۸ اپیزود
The Walking Dead: Michonne ۲۰۱۶ ۳ اپیزود
Batman: The Telltale Series ۲۰۱۶ ۵ اپیزود
The Walking Dead: A New Frontier ۲۰۱۷ ۵ اپیزود
Guardians of the Galaxy: The Telltale Series ۲۰۱۷ ۵ اپیزود
Minecraft: Story Mode – Season Two ۲۰۱۷ ۵ اپیزود
Batman: The Enemy Within ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸ ۵ اپیزود
The Walking Dead Collection ۲۰۱۷ ۱۹ اپیزود
The Walking Dead: The Final Season ۲۰۱۸ نامشخص
The Wolf Among Us: Season Two ۲۰۱۸ نامشخص
Game of Thrones: Season Two نامشخص نامشخص

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما