Shadow of the Colossus بنابراين از گذشت ۱۳ سال از انتشار نسخه اصلی این بار روی پلی‌استیشن ۴ و درون قالب یک ریمستر عالی منتشر شده هست. با گلچین سانگ و بررسی بازی همراه باشید.

بازی‌سازان بزرگ، هریک با ساخت آثاری خاص یا لقبی مخصوص شناخته می‌شوند. برای مثال هیدیو کوجیما را با سری متال گیر دوست‌داشتنی‌اش می‌شناسیم یا از اين طرف شینجی میکامی را پدر سبک ترس می‌نامیم و از تاد هاوارد انتظار بازی‌های نقش‌آفرینی جهان‌باز عالی داریم. با این حال به عنوان یک نظر شخصی، فومیتو اوئدا را به عنوان بازی‌سازی می‌شناسم که هدفش خلق بازی‌هایی منحصر‌به‌فرد و خاصی هست که نمونه مشابه‌شان را کم‌تر می‌توان درون بین بازی‌های دیگر پیدا کرد. قطعا گیمر‌های امروزی اوئدا را با بازی The Last Guardian و پروسه ساخت طولانی اين به ذهن سپرده‌اند اما این بازی‌ساز که از قضا آثار کمی هم درون کارنامه‌اش دیده می‌شود، پیش از این بازی‌هایی چون Ico و Shadow of the Colossus را هم خلق کرده هست که درون این بین، Shadow of the Colossus مقام و جایگاه ویژه‌ای دارد؛ درون واقع شاید بهترین تعبیر برای Shadow of the Colossus، این باشد که بگوییم این اثر خاص‌ترین بازی درون بین بازی‌های خاص فومیتو اوئدا هست! به بهانه انتشار نسخه پلی‌استیشن ۴ این بازی که توسط استودیو بلوپوینت توسعه یافته، سراغ بررسی اين رفته‌ایم. ابتدا شما را دعوت می‌کنیم تا بررسی ویدیویی بازی را تماشا کنید تا درون ادامه بیش‌تر به جزییات این اثر بپردازیم.

دريافت ویدیو از آپارات | تماشا درون یوتیوب

Shadow of the Colossus خاص‌ترین بازی درون بین بازی‌های خاص فومیتو اوئدا هست

زمانی که Shadow of the Colossus روی پلی‌استیشن ۲ منتشر شد، از هر نظر اثری عالی و حتی انقلابی به شمار می‌رفت. از یک طرف بازی از روایت داستانی بهره می‌برد که شباهت چندانی به سبک روایت بازی‌های رایج اين دوران یا حتی بازی‌های بنابراين از خودش نداشت و این یکی از ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد Shadow of the Colossus بود. به هر حال ما عادت کرده‌ایم داستان‌هایی را عالی خطاب کنیم که با تمام جزییات ریز و درشت‌شان به‌ ما منتقل شوند و پیچ و تاب زندگی شخصیت‌های مختلف را بررسی کنند. اما درون Shadow of the Colossus از این نيوز‌ها نیست و بازی چند شخصیت محدود، چند کلوسی عظیم‌جثه و چند صحنه سینمایی محدود دارد که درون نگاه اول، خیلی برای روایت داستانی تاثیرگذار کافی به نظر نمی‌رسند اما زمانی متوجه داستان عالی این بازی می‌شوید که بنابراين از کشتن تمام کلوسی‌ها به پایان احساسی بازی برسید و چنان تحت تاثیر اين قرار بگیرید که لذت تجربه Shadow of the Colossus و همچنین کیفیت بالای داستان خاص اين تا زمان‌ها از ذهن‌تان پاک نشود؛ درون وصف داستان بازی همین بس که به شخصه با اینکه به دلیل بازی کردن نسخه پلی‌استیشن ۲ از پایان بازی نيوز داشتم، اما بازهم بنابراين از تمام کردن نسخه PS4 کار سختی درون کنترل احساساتم داشتم!

shadow of the colossus

اما خاص بودن Shadow of the Colossus درون اين زمان فقط به داستان محدود نمی‌شد و بازی از نظر گیم‌پلی هم اثری متفاوت نسبت به آثار دیگر به شمار می‌رفت؛ به هر حال وقتی درون ابتدای بازی شخصیت اصلی را شمشیر به دست مشاهده کردیم، انتظار داشتیم تا سوار اسب دوست‌داشتنی وی یعنی آگرو شده و دشمنان زیادی را برای نجات دادن جان یک دختر تکه پاره کنیم. ولی خب درون Shadow of the Colossus از این نيوز‌ها نیست و درون طول گشت و گذار درون محیط بازی، با دشمن ساده‌ای که بتوان مثل آثار رایج هک اند اسلش یا اکشن با چند ضربه او را از پا درآورد رو‌به‌رو نخواهید شد. درون عوض بازی شما را به مبارزه با ۱۶ غول بی‌شاخ و دم به اسم کلوسی دعوت می‌کند که مبارزه با هریک از اين‌ها، بیش‌تر از اینکه شبیه به یک مبارزه اکشن باشد شبیه به حل یک پازل هست. چرا که اولا باید محل کلوسی را روی نقشه پیدا کرده و به اين برسید و سپس بنابراين از پیدا کردن نقاط ضعفش، راهی برای رسیدن به اين نقطه ضعف پیدا کنید و درون نهایت کلوسی را از پا درآورید. این مراحل درون ترکیب باهم مبارزات بازی را به تجربه‌ای بسیار لذت‌بخش تبدیل می‌کنند و مبارزه با هریک از این کلوسی‌ها، به یک تجربه منحصر‌به‌فرد و فراموش‌نشدنی تبدیل می‌شود. 

shadow of the colossus بررسی بازی

حتی بنابراين از گذشت ۱۳ سال از انتشار نسخه اصلی کماکان گیم‌پلی بازی اين حس تازگی و جذابیت را حفظ کرده هست

پیش از این درون بررسی بازی Okami هم به این موضوع اشاره کرده بودم که گیم‌پلی، به طور معمول المانی هست که درون طول زمان خودش را نشان می‌دهد. منظورم از این حرف این هست که زمان، ثابت می‌کند که یک بازی ویدیویی گیم‌پلی خوبی داشته یا خیر. چرا که اگر بازی بنابراين از گذشت چندین سال از انتشار کماکان جذابیتش را حفظ کند، این نشان می‌دهد که اين بازی گیم‌پلی خوبی داشته که بنابراين از گذشت سال‌ها و با وجود انتشار آثار جدید‌تر هم توانسته لذت اولیه را حفظ کند. خب نيوز خوب این هست که Shadow of the Colossus از بنابراين این امتحان زمان به خوبی برآمده و هنوز هم گیم‌پلی‌اش به اندازه همان زمانی که ساعت‌ها وقت‌مان را پای نسخه پلی‌استیشن ۲ اين سپری می‌کردیم، لذت‌بخش و عمیق هست. مبارزه کردن با هریک از کلوسی‌های بازی هیجانی غیرقابل وصف دارد و هنوز هم از پا درآوردن این موجودات و یک قدم دیگر نزدیک شدن به احیای جان معشوق شخصیت اصلی، لذتی شیرین به‌مان هدیه می‌کند. این، اتفاقی عالی برای یک بازی ریمستر هست که بتواند بنابراين از گذشت ۱۳ سال از نسخه اصلی کماکان از بعد گیم‌پلی جذاب باقی بماند و خب این مساله نشان می‌دهد که ساخته فومیتو اوئدا چه کیفیت بالایی داشته که هنوز هم بنابراين از سپری شدن این تمامي زمان ارزش‌هایش را از دست نداده هست.

با وجود تمامي این ویژگی‌های خیلی مثبت و دوست‌داشتنی و با اینکه به دلیل حس نوستالژیک خاص بازی و همچنین علاقه عمیقی که شخصا به این اثر دارم ایراد گرفتن از اين برایم سخت هست، اما Shadow of the Colossus یک سری مشکلات دارد که نمی‌توان اين‌ها را نادیده گرفت. اصلی‌ترین مشکل بازی که از همان اولین دقایقی که بخواهید از یک سکو بالا بروید یا با یک کلوسی مبارزه کنید خودش را نشان می‌دهد، مربوط به زاویه دوربین بازی هست. شاید درون حالت نرمال و زمانی که مثلا سوار بر آگرو درون حال گشت و گذار درون محیط بازی هستید، این مساله خیلی به چشم نیاید و آزاردهنده نباشد اما کافی هست درون حال بالا رفتن از بدن یک کلوسی باشید و حرکات ناگهانی و عجیب و غریب دوربین، گیر کردن اين پشت بدن کلوسی و از دید خارج شدن شخصیت اصلی را مشاهده کنید تا متوجه شوید که چرا می‌گویم این ایراد، غیرقابل چشم‌پوشی هست. درون واقع همین مساله سبب می‌شود تا گاهی به دلیل دیده نشدن شخصیت اصلی از روی بدن کلوسی‌ها سقوط کنید و مجبور شوید مجددا راهی را که برای رسیدن به نقطه آسیب‌پذیر این موجودات به سختی طی کرده بودید، از نو تکرار کنید که خب اتفاق جالبی نیست.

shadow of the colossus بررسی بازی

ولي باید این را اضافه کنم که زاویه دوربین بازی به هیچ وجه افتضاح هم نیست. یعنی نباید انتظار داشته باشید که درون تک تک دقایق مبارزه‌های بازی یا درون حین پشت سر گذاشتن دقایق اندک پلتفرمر و بالا رفتن از محیط‌ها از این حیث اذیت شوید و به همین دلیل هم نمی‌توان اين را یک ایراد خیلی بزرگ که به تجربه بازی آسیب جدی وارد می‌کند دانست. با این حال این مشکل وجود دارد و راستش را بخواهید از نسخه اصلی Shadow of the Colossus به نسخه فعلی هم منتقل شده هست. بنابراين اگر درون زمان PS2 با این مساله کنار آمده باشید، درون این نسخه هم مشکلی با اين نخواهید داشت. دیگر مساله‌ای که بد نیست به اين اشاره کنیم، یک سری باگ‌های جزئی هستند و هر از گاهی شاهد فرو رفتن شخصیت اصلی درون بدن کلوسی‌ها یا انیمیشن‌های نه‌چندان جالب آگرو هستیم که ولي خیلی کم پیش می‌آیند و به همین دلیل هم نمره‌ای بابت اين‌ها از بازی کم نمی‌کنیم.

اما از این موارد که بگذریم، وقتی با یک بازی ریمستر طرف هستیم، مهم‌ترین سوالی که پیش می‌آید این هست که بازی تا چه حد نسبت به نسخه اصلی خود پیشرفت داشته هست. بگذارید همین ابتدا خیال‌تان را با گفتن اینکه نسخه پلی‌استیشن ۴ بازی Shadow of the Colossus یکی از بهترین ریمستر‌های منتشر‌شده تا به امروز هست راحت کنم! این ادعا به هیچ وجه اغراق‌آمیز نیست چرا که کافی هست همان دقایق آغازی بازی را با نسخه اصلی Shadow of the Colossus مقایسه کنید تا متوجه شوید که این اثر، بیش‌تر یک بازسازی تمام عیار و درست حسابی هست تا یک ریمستر ساده. ولي این مساله را تیم سازنده هم اعلام کرده و گفته بود که به دلیل دسترسی نداشتن به بسیاری از منابع نسخه اصلی و غیرقابل دسترس بودن اين‌ها، اکثر بخش‌های بازی را از نو خلق کرده‌اند و این مساله به وضوح درون بازی دیده می‌شود.

 

گرافیک بازی آنقدر عالی هست که بتوانیم اين را یکی از بهترین ریمستر‌های منتشر‌شده تا به امروز خطاب کنیم

درون واقع Shadow of the Colossus روی پلی‌استیشن ۴، نه تنها چیزی از یک اثر نسل هشتمی کم ندارد که به جرات می‌توانم بگویم گرافیک بازی از برخی آثار جدید منتشر‌شده درون این نسل هم بهتر هست. زمانی که سوار بر آگرو درون محیط بسیار زیبای بازی حرکت می‌کنید، کیفیت مناظر دوردست، بناهای مختلف، محیط‌های متنوع از جنگلی گرفته تا صحرایی که به نظر می‌رسد نمی‌توان پایانی بر اين متصور بود، حسابی به چشم می‌آید و همین مساله سبب شده تا نسخه فعلی بازی جهانی بی‌نهایت زیبا و چشم‌نواز داشته باشد. به‌علاوه کیفیت طراحی شخصیت‌های هرچند محدود بازی و کلوسی‌ها بسیار عالی هست و مخصوصا جزییات ریزی مثل موی کلوسی‌ها به شکلی بسیار طبیعی خلق شده‌اند و هنگام بالا رفتن از بدن این موجودات این مساله به وضوح دیده می‌شود.

پیش‌تر درون طول متن از این گفتیم که Shadow of the Colossus درون زمان خودش اثری انقلابی بود و شیوه‌ای نوین از گیم‌پلی یا روایت داستان را تقدیم مخاطب می‌کرد. اما شاید مهم‌ترین تاثیری که این بازی درون اين زمان داشت، اثبات این ادعا بود که بازی‌های ویدیویی هم شاخه‌ای از هنر هستند. درست هست که هدف از یک بازی ویدیویی ارائه سرگرمی برای مخاطب هست اما برخی بازی‌سازان پا را فراتر از این موضوع گذاشته و درون کنار ارائه سرگرمی، از بعد هنری هم اثری لایق احترام خلق می‌کنند و Shadow of the Colossus هم یکی از همین دست آثار هست. نه فقط به دلیل زیبایی‌های بصری و حتی صوتی که درون ادامه به اين اشاره خواهیم کرد، که به دلیل مواردی مثل قدرت تاثیرگذاری بالای بازی درون مخاطب یا اتمسفر کلی بی‌نظیر بازی Shadow of the Colossus چیزی از یک اثر هنری کم ندارد و اصلا به همین دلیل هم توانسته بنابراين از گذشت این تمامي سال جایگاه خاص خودش را درون بین بازی‌های ویدیوی حفظ کند و دقیقا همانطور که مثلا یک تابلوی نقاشی زیبا هرگز قدیمی نمی‌شود یا یک قطعه موسیقی روح‌نواز هرگز حتی بنابراين از گذشت سال‌های طولانی هم به اثری آزاردهنده تبدیل نمی‌شود، Shadow of the Colossus هم بنابراين از گذشت ۱۳ سال هنوز زیبایی‌های هنری‌اش را حفظ کرده و شاید حتی اگر چند ۱۳ سال دیگر هم از انتشار این بازی بگذرد، این حس از بین نرود.

shadow of the colossus بررسی بازی

اما یکی دیگر از دلایلی که Shadow of the Colossus را به اثری عالی از بعد هنری تبدیل کرده‌اند، موسیقی بی‌نقص بازی هست. موسیقی بازی هر زمان که لازم باشد حس و حالی حماسی پیدا کرده و از این طریق گوش‌تان را نوازش می‌کند و درون مواقعی که به دور از درگیری با کلوسی‌ها هستید هم موسیقی به ریتمی آرامش‌بخش سوییچ کرده و از این طریق هم‌سو با زیبایی‌های بصری بازی، با احساسات‌تان بازی می‌کند. حتی درون مواقع لزوم موسیقی به درستی از بازی رنگ می‌بازد و اجازه می‌دهد غرق سکوت عجیب دنیای خالی از سکنه بازی و غرق صدای پای اسب‌تان شوید که درون این دنیا، تنها همدم و یاور شما درون طول بازی هست. راستی تا یادم نرفته به این موضوع هم اشاره کنم که آگرو، درون بازی Shadow of the Colossus چیزی فراتر از یک اسب ساده هست که شما را به اینور و آنور می‌برد و این مساله را به مرور زمان درون بازی بهتر هم درک خواهید کرد و قدرت سازندگان را درون خلق یک ارتباط عاطفی عجیب بین شخصیت اصلی بازی و این اسب بدون هیچ اشاره مستقیم، تحسین خواهید کرد.

قطعا از توضیحاتی که تا به الان درون مورد Shadow of the Colossus داده‌ام، به این نتیجه رسیده‌اید که تجربه مجدد این بازی چقدر برایم لذت‌بخش بوده هست. به عنوان بخش پایانی بررسی بازی Shadow of the Colossus، همین بس که فرقی نمی‌کند درون گذشته این ساخته بی‌نظیر فومیتو اوئدا را تجربه کرده باشید یا نه؛ Shadow of the Colossus اثری هست که حتی اگر قیمتی معادل یک بازی کامل یعنی ۶۰ دلار هم داشت نباید بازی کردن اين را از دست می‌دادید چه برسد به اینکه بازی با قیمت ۴۰ دلار منتشر شده و از نظر گرافیکی هم چیزی از بازی‌های روز دنیا کم نداشته باشد. مخصوصا که لذت تجربه بازی درون درجه‌های سختی بالاتر و مسائل اینچنینی سبب می‌شوند که بازی ارزش تکرار خوبی هم داشته باشد.

shadow of the colossus بررسی بازی

بنابراين اگر از طرفداران قدیمی بازی هستید، این فرصت تجدید خاطره با بازی را از دست ندهید و اگر هم قبلا شانس بازی کردن این اثر را نداشتید، مطمئن باشید که یکی از بهترین و هنری‌ترین بازی‌های ویدیویی را از دست داده‌اید.

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما